خبر آمد خبري در راه است – زماني براي مستي اسب ها!

Holy Mahmoud Superman in Quest for Nukin’ the World.

درود


مراسم سخنراني در شرف آغاز بود و گروه اركتر موسيقي روي سكوها مستقر گرديده بودند و آخوندهاي حاضر در مراسم طوري معذب نشسته بودند كه انگار قرار بود رقاصه هاي نيمه برهنه جلويشان به تنازي بژردازند! گروه اركستر كار خود را با دكلمه اي به زبان اينگليسي شروع كرد كه خواننده آن مشخص بود كه آشنائي اش با زبان اينگليسي در حد It is a book بود چون بنده خدا نه مشخص بود كه چه ميگويد و نه توانست آن حس لازم را بدهد و نه اينكه عمق زيباي شعر سعدي را منتقل سازد. گروه اركستر كار خود را شروع كرد و كم و بيش ميشود گفت گروه از هماهنگي مناسبي برخوردار نبود و اين مسئله در برخي جاهاي اثر كاملاً مشخص بود، بخصوص زماني كه گروه كر شروع به خواندن مينمود. بگذريم، آخر من به موسيقي به شدت علاقمندم و اين اجرا از نظرم موفق نبود، بخصوص براي يك مشت ملا كه اصلاً نميدانند موسيقي خوراكيست يا فعل خلاف شرعس شايدم فكر ميكنند كه نجس است چون بعضي هايشان آن را مكروه و برخي حتي حرام ميدانند….

بهتر است قبل از پرداختن به نطق سره كاريه پرزيدنت احمدي نژاد، اشاره كنيم به اين موضوع كه در زمان شاه فقيد پروژه هاي نيروگاه هاي اتمي ايران در دستور كار بود و متاسفانه يا خوشبختانه عمر دولت پهلوي به اين مسائل قد نداد و الا اين پروژه از همان روزها در دست بود و كسي هم با آن مخالفتي نداشت، زيرا كه اعتبار شاهنشاه ايران نزد جهانيان بالا بود و ايشان هدف و نيتشان از دستيابي به نيروي هسته اي مشخص بود.

مجري مراسم بروي سن با شعار پردازي ايران را افتخار كشورهاي اسلامي معرفي ميكند و ميگويد:‌خبر آمد، خبري در راه است و با دعوت از نماينده شجاع! ملت ايران جايگاه را به پرزيدنت تحويل ميدهد.

رئيس جمهور صحبت خود را طبق معمول با شعار معروف «انرژي هسته اي حق مسلم ماست.» سخنانش را اغاز ميكند و از هر فرصتي براي دشمن نشان دادن ملل غربي و البته اسرائيل دريغ نميكند و اين سخنان او همواره با تكبير حاضران – الله اكبر، الله اكبر، مرگ بر ضد ولايت فقيه، مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل – مورد حمايت قرار ميگيرد (البته بگذريم كه 45% حاضران ملا، 40% افراد دولتي و يا وابستگان و حدود 10% هم خبرنگاران خارجي و داخلي بودند و 5% هم مهمانان فكر ميكنم خارجي يا هرچيز ديگري خلاصه نمايش تكميل بود). وي با اشاره به حضور گسترده مردم در 22 بهمن سال گذشته ميگويد كه مردم ايران با حضور خود در راه پيمائي 22 بهمن يك لحظه تاريخي را رقم زدند و بر حق خود براي دستيابي و استفاده از انرژي هسته اي تاكيد كردند. وي ادامه ميدهد كه ما با شوراي امنيت كمال همكاري را داشته ايم و نفوذ دشمنان ملت ايران (لابد دوباره همون آمريكا و اسرائيل) و با استفاده ابزاري ايشان از اين مجمع همواره سعي در سنگ اندازي در دست يابي ايران به قدرت هسته اي نمودند. وي تصريح نمود كه مقاصد ايران بسيار شفاف بوده و با اژانس همكاري نزديك داشتند در طي سالهاي گذشته. اشاره ميكنم كه رفتار دولت ايران روي اين مسئله مدتها زير نظر بود و ايران اگر از اول بي غرض و با نيت صلح آميز در پي دستيابي به انرژي هسته اي بوده پس چرا سالها يواشكي به اينكار مشغول بوده تا بالاخره صداي آمريكا در بياد؟!

احمدي نژاد نفع ملتهاي جهان رو در استفاده كمتر از سوختهاي فسيلي تشريح مي كند و ميگويد همه ميدانند كه اين انرژي رو به اتمام است، و طوري آن را بيان ميكند كه هركس باشد فكر ميكند فردا ديگر نفت و گاز نداريم زيرا تمام شده اند! نيست، تموم شد خاليه… و از اين به بعد انرژي هسته اي دويست تومان بسته اي! چقدر احمدي نژاد دلسوز شده و به فكر ملتهاي جهان است در حالي كه حد اقل درآمد ماهانه يك كارمند ساده در اين كشور (ايران يعني) حدود خيلي دست بالا حساب كنيم دويست هزار تومان معادل دويست و خورده اي دلار است، در حالي كه حداقل درآمد در كشورهاي ديگر براي يك كارمند يا كارگر ساده كمتر از 5000 دلار نيست و اين بيانگر نرخ بالاي تورم و ميزان فقر مردم ايران است. ايشان اوايل قرار بود كه به جنگ اقتصاد مريض بروند و با مفاسد اقتصادي بجنگند و ريشه ايشان را بسوزانند و تبديل به قهرمان ملي شوند. نميدانم چه شد كه به جنگ هسته اي روي اوردند و خواستند اداي سوپرمن را در بياورند، احتمالاً از فردا بايد به او بگوئيم «سوپرمني نژاد» يا «محمود سوپر من».

وي دوباره ژاتكي به قدرتهاي بزرگ جهان زده و آنان را مللي زورگو خطاب ميكند و دوباره به سنگ اندازي و نفوذ آنها اشاره ميكند و متعاقباً پشت بندش صداي تكبير…

بعد ازكلي مقدمه بالاخره اين خبر خوش ملي بگوش ميرسد،‌»ايران از امروز در زمره توليد كنندگان صنعتي سوخت هسته اي قرار گرفته است.» حال اينكه چرا بايد هر نكته اي در جائي مطرح بشود كه كلي مانور تبليغاتي روي آن بدهند خود كلي جاي بحث دارد. ايشان دستاوردهاي انقلاب اسلامي را اينگونه توصيف ميكنند:‌ استقلال، تعالي و كمال، عزت و اقتدار در مجامع بين المللي. و به طبع پشت بندش شعار بر عليه آمريكا و اسرائيل. و توصيه ميكند به ملل غربي كه پاي خود را از گليم ما بيرون بكشيد و حقوق ملي ما را به رسميت بشناسيد.

راست ميگويد ما از زمان ورود جمهوري اسلامي در دنيا خيلي عزيز شده ايم و اقتدار پيدا كرديم. مارا تحريم ميكنند و هرجاي دنيا كه ميرويم همه جوري با ما برخورد ميكنند كه گوئي جزامي هستيم و ممكن است تهديدي براي زندگي ايشان باشيم. خوب اين عزت است ديگر! اقتدار هم اين است كه هر موقع ميخوايم كاري بكنيم تمام دنيا عليه مان موضع مخالفت ميگيرند و سعي ميكنند مارا منصرف كنم و چون ما اقتدار داريم مخالفت ميكنيم و بايكوت ميشويم.

حال بپردازيم به اينكه آيا واقعاً انرژي هسته اي حق مسلم ما هست يا نه؟! از دو ديدگاه ميشه با اين قضيه برخورد كرد.

ديدگاه اول: ديدگاه مردم!

آزادي حق مسلم مردم!

انرژي هسته اي حق مسلم ماست، بله در آن هيچ شكي نيست كه انرژي هسته اي ميتواند باعث پيشرفتهاي ما در زمينه هاي مختلف گردد اما آيا آزادي انديشه و آزادي بيان حق مسلم ما نيستند؟ آزادي اجتماعي حق مسلم ما نيست؟ آيا حقوق بشر حق مسلم ما نيستند؟! تا كي ميخواهيد مردم را بصورت سوسيسهاي بهم متصل با لگد به بهشت بفرستيد؟! تا كي ما بايد زنداني هاي سياسي در زندان داشته باشيم كه بزرگترين جرمشان زدن كروات و يا نوشتن حقايقي در مورد وضعيت سياسي – اجتماعي – اقتصادي اين مملكت است؟ تا كي سر منتقدين را بايد زير آب كرد؟ يك ضرب المثل فرنگي ميگويد: Hear the people, before you fear the people. يعني صداي مردم را بشنو قبل از اينكه كاري كنن كه حساب كار دستت بياد! در تمام مجامع و مللي كه به نوعي دموكراسي در آن در جريان است، اين دولت ها هستند كه از مردم ميترسند و نه مردم از دولت. چرا كه در آن جا مردم حق انتخاب دارند، اين حق رو دارند كه هرجا اشكالي هست در آن مداخله كنند. اينجا مردم همواره در بيم آنند كه چيزي نگويند كه بعداً بشكل چماغي بر سرشان فرود آيد…

حق مسلم از درآمدهاي ملي

داشتن حقي مساوي از درآمدهاي ملي حق مسلم ما نيست؟ آيا نميتوان با در نظر گرفتن اينكه سالانه ما ميلياردها دلار درآمدهاي گوناگون از منابع طبيعي كشور داريم و شكر خدا همه اش هم مطعلق به مردم است از اين درآمدها حقي براي مردم قائل شد؟ بله ژول دادن بصورت ماهانه خوب كمي سخت است اما ميشود بجايش مثلاً براي هر شخص مبلغي را در نظر گرفت و آين را از ماليات سالانه، مبالغ برق و آب و گاز و تلفن و.. كم كرد (البته يادم مي آيد يك بابائي با اين شعار ها ملت را خر كرد و نه تنها اينها مجاني نشدند بلكه رشد و حشتناك 200% داشتند تازه خوب حساب كردم)…

حق مسلم جامعه فرهنگي كشور – باتوم، چوب، چماغ و زندان!

بله حق مسلم قشر زحمت كش اجتماع ما، كه مسئول تربيت فرزندان و آموزشهاي فكري و پرورش آنان در زمينه هاي مختلف و آموختن علم به من، شما و فرزندان و جوانان ايران زمين، تازگي ها چوب و چماغ و زندان اوين است. ميخواهم بپرسم مشتي معلم كه تنها صلاحشان قلم و كتاب است را با چوب و چماغ ميزنند و روانه زندان ميكنند؟ پدر خودم يك معلم باز نشسته با سه فرزند پسر است و نهايت تلاشش را براي آنان كرد، سي سال گچ خورد و زحمت كشيد به ديگران علم اموخت آنان را در شكل گيري شخصيت اجتماعيشان رشد داد و امروز تنها چيزي كه نصيبش مي شود ضربه سختي به جمجمه اش است. در تمام دنيا يك مثال خيلي خوب آن كشور بزرگ و متمدن ژاپن است، معلمان را مي ستايند و همواره آنان را حمايت ميكنند. در ايران آنان را چماغ كش ميكنند و به زندان ميفرستند…

مطبوعات، خبرنگاران، روزنامه نگاران – زندان!

در اين قسمت ما فقط به اين نكته اشاره ميكنيم كه بايد شعار معروف انرژي هسته اي كمي تغييرات داشته باشد و از اين به بعد شعار ما اين است:

انرژي هسته اي آزاد بايد گردد، زنداني سياسي حق مسلم ماست.

روسري و چادر و گوني حق مسلم زنان!

بله، حق مسلم زنان اين است كه يك گوني روي سرشان كشند و آنها را مجبور به بهشت رفتن كرد. آقا شايد يكي دوست نداشته باشد به بهشت برود به من و شما چه؟ هركس بدنيا مي آيد تا با معيار هاي خود – درست يا غلط – راه خود را تا انتها بپيمايد. حقوق زنان ما اين است در اين مملكت كه مردان بتوانند 4 تايشان را بگيرند و چندتائي هم محض رضاي خدا صيغه كنند. توسري بخورند و جهت داشتن سوپاپ اطمينان مهريه هاي سنگين وضع كنند تا اگر يك روزي وضعيت بهم ريخت بروند و سريع آنرا اجرا بگذارند تا طرف از ترس جيب بترسد و كوتاه بيايد؟!‌ آيا ما با ايشان بسان كالا برخورد نميكنيم؟ بشور و بساب و تو خونه بشين پوشك بچه را عوض كن؟ اين برابري و عدل اسلاميست؟

ديدگاه دوم: ديدگاه دولت!

حال كه حساسيت دنيا روي اين مسئله زياد است ما بيشتر پا فشاري ميكنيم و بيشتر بر اين مسئله كه انرژي هسته اي حق مسلم ماست تاكيد ميكنيم. آخر مگر امكان دارد اسرائيل كه يك كشور نه ببخشيد يادم نبود كه قرار است ما انها را به رسميت نشناسيم، انرژي هسته اي داشته باشد و ما نداشته باشيم، تازاه آنها بمب اتم هم دارند اين خيلي بداست چون ما ميخوايم انها را از روي نقشه محو كنيم و بدون صلاح هسته اي امكان پذير نيست!

تازه بايد چيزي داشته باشيم كه پشت بند آن آمريكا را هم گاهي بترسانيم.

كلام آخر

بله عزيزان اينها حقوقي است كه ما از آن محروميم و بعضي حقوق ها را هم بزور ميخواهند در پاچه هايمان وارد كنند. ما از حداقل حقوق انساني برخوردار نيستيم، اما انرژي هسته اي حق مسلم ماست! ما بايد بخاطر اهداف شوم دولت در فقر و گرسنگي بسر ببريم، بايد در مجامع بين المللي بايكوت بشيم ولي انرژي هسته اي حق مسلم ماست. ما در تحريم قرار بگيريم چون انرژي هسته اي حق مسلم ماست، و اگر زيادي صحبت كنيم آنوقت آنجائي كه عرب ني انداخت حق مسلم ما ميشود.

Free Image Hosting - www.supload.com

 

 

 

 

 

-So Say We All-
ハルマゲドン

Advertisements

~ توسط Winterborn در آوریل 10, 2007.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: