سمفونی مبارزات قانونی – پرده اول – قاونی که سی سال است نقض می‌شود!


cradleاز این رو که خسته شده‌ام هربار اسم این عبارت لعنتی یعنی «مبارزه قانونی و مدنی» را می‌شنوم و حال – گلاب به رویتان – بهم می‌خورد از اینکه همه همدیگر را بعداز این همه خونی که به ناحق ریخته شد هنوز به اعتراض در چهارچوب قانون اساسی دعوت می‌کنند ترجیح دادم قبل از پرداختن به آن مطلب قبلی به گرده‌ای جدید بپردازم که شاید عده‌ای را کمی تکان بدهد و به فکر فرو ببرد.

سوالاتی را مطرح میکنم که دوست دارم هرکس تمایل داشت دیدگاه خود را در پاسخ به آن مطرح کند.

سوال اول – ما در چهارچوب کدام قانون می‌بایست حرکت کنیم؟

سوال دوم – اگر منظور از قانون، قانون اساس جمهوری اسلامی است آیا جایز است از قانونی که بندهای مختلف آن 30 سال است که توسط خود نظام نقض می‌شوند اطاعت کرد؟

سوال سوم – با علم به این موضوع که تمام تجمعات مسالمت آمیز مردمی که با توجه به موارد درج شده در قانون اساسی حق مردم است و به شرایطی که به نظر ایشان ناعادلانه می‌دانند اجازه تجمعات و اعتراض گروهی داده شده و به‌دور از هرگونه خشونت بوده، با قصاوت و خشونت تمام سرکوب شده، عده‌ای را مجروح و راهی بیمارستان کرده و عده‌ای را راهی زندان نموده و تعدادی را که حتی هنوز آمار دقیقی از آن نیست به کام مرگ کشانده است، آیا راه قانونی دیگر پاسخ‌گوی بی‌عدالتی‌های موجود هست یا خیر؟

سوال چهارم – آیا جایی در قانون اساسی آمده است که نیروهای حکومتی می‌توانند بدون ایراد اتهام و یا بدون داشتن شاکی خصوص یا عمومی کسی را در بازداشت کنند؟

سوال پنجم – آیا در قانون اساسی آمده است که نیروهای حکومتی می‌توانند به تجمعات اعتراضی، اما مسالمت آمیز مردمی از بالای ساختمان‌ها با اسلحه‌های دوربرد به مردم بی‌دفاع شلیک کنند؟ آیا در همین راستا حتی اجازه شلیک گوله از اسلحه‌های کمری به این افراد داده شده است؟

سوال ششم – آیا در قانون اساسی آماده است که نیروهای حکومتی می‌توانند ب افراد بازداشت شده را با استفاده از انواع شکنجه‌های روحی، روانی و جسمانی برای گرفتن اقرار تحت فشار قرار دهند؟

سوال هفتم – آیا در همین قانون آمده است که که نیروهای حکومتی می‌توانند از ابتدایی‌ترین حقوق بازداشت شدگان که همانا داشتن حق وکیل است جلو گیری کنند؟

و اما سوال اصلی – ما چگونه می‌توانیم که حقوق خود را از مجرای قانونی پیگیری کنیم وقتی که قانون باکرگی خود را از دست داده و حتی دیگر کسی نیست تا از همین قانون مورد تجاوز قرار گرفته دفاع کند؟

از کدام قانون باید صحبت کرد زمانی که قانون جنگل حکم فرماست؟

زمانی که در جایی قانون جنگل حکم فرما می‌شود اصولا آن دسته‌ای که خود را قدرتمند می‌بینند بقیه دسته‌ها را می‌درند. این می‌شود که شیر توسط کفتار دریده می‌شود و عقاب در چنگال لاشخور اسیر می‌گردد و گرگ‌ها توسط شغال‌ها زمین‌گیر می‌شوند و ببرها از سگ‌های تازی حساب می‌برند.

این‌طور می‌شود که غورباقه خوراک پشه و مگس می‌شود و مرغ ماهی‌خوار طعمه ماهی و افعی در دام موش می‌افتد و گرگ غذای گوسفند می گردد.

قانون جنگل اساسا دسته‌های مختلف را مجبور به اطاعت و فرمانبری از دسته حاکم کرده و اگر دسته‌ای خلاف نظر دسته حاکم عمل کند به طعام دسته غالب تبدیل می‌شود و دیگر دسته‌ها باید خود سر موعد مقرر قربانی‌های خود را دو دستی تقدیم کنند.

در این شرایط یک ضرب المثل معروف برکه‌ای هست که می‌گوید: «وقتی شهر شلوغ شد، غورباقه هفت‌تیر کش می‌شود.»

خب همه این‌ها را گفتم تا به این موضوع برسم که ما در شرایط کنونی در بی‌قانونی مطلق قرار داریم و وقتی که قانونی برای استناد و پناه‌جویی وجود ندارد اصولا صحبت از راه‌های قانونی خود به خود احمقانه جلوه خواهد کرد.

ما زمانی به قانون احترام می‌گذاریم که قانون خود به خویش احترام گذارد. اما وقتی که قانون به‌جای حفاظت از حقوق مردم به چماغی برای از پای درآوردن ایشان می‌شود، نه احترامی دارد و نه حرکت به سمت آن تاثیری خواهد گذاشت.

به عبارت دیگر وقتی مجریان قانون با استناد به قانون در مقابل مردم صف آرایی می‌کنند و از قانون برای سرکوب مردم استفاده می‌کنند خود به خود دیگر قانونی برای اطاعت و حفظ چهارچوب‌ها باقی نمی‌ماند.

پس به صورت خودکار زمانی که به تجمعات ما حمله می‌شود ما مجاز خواهیم بود که برای دفاع از خود و بقا تلاش کنیم. فراموش نکنید که ما تا به حال تمامی قوانین فیزیک را زیر سوال بردیم. در فیزیک به ما می‌گویند که هر عملی را عکس‌العملی با همان شدت در خلاف جهت خواهد بود. اما ما تا به این لحظه کتک خورده‌ایم، گلوله خورده‌ایم، زخمی داده‌ایم کشته داده‌ایم، اسیر داده‌ایم و هیچ عکس العملی با همان شدت و در خلاف جهت نداشته‌ایم.

زمان مبارزات مسالمت آمیز و در چهارچوب قانون سرآمده و حال باید شرایط را به‌گونه‌ای برای متجاوزین به حقوق مردم تنگ کرد که آن‌ها از ترس جانشان هم که شده دیگر نتوانند با همان قدرت ادامه دهند.

تا بدین لحظه خون‌ها را ما داده‌ایم، اما به محض اینکه آنها شروع به خون دادن نمایند ورق به سمت حرکت و جنبش مردم باز خواهد گشت. این می‌تواند خطرناک باشد، اما شرایط ما همین لحظه هم خطرناک است و بگذارید چند وقت دیگر اعدام‌های دسته‌جمعی مبارزین آغاز شود آن زمان خواهید فهمید که راه بازگشتی وجود نخواهد داشت ولی برای آن‌ها که رفته‌اند قطعا دیر خواهد بود…

Advertisements

~ توسط Winterborn در اوت 14, 2009.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: