For You to Believe…

•سپتامبر 15, 2007 • 2 دیدگاه

608shah.jpg

For those of you who bought the Islamic regime story about Shah and him being a puppet of US of A and Israel. He was the only honest person in the world too bad he never wanted to cross the line and become a dictator so maybe he could become the only good dictator in the history…

 http://www.youtube.com/watch?v=hQgZ3oLp_WY

سمفونی سرکوب مردم – پرده هفتم – این متالر های شیطان پرست

•اوت 13, 2007 • 6 دیدگاه

fade.jpg

بسیار بسیار خرسندیم!

باخبر شدیم که مدتی است که نیروی انتظامی، بعد از دستگیری و اعدام ارازل و اوباش — که البته بین خودمان بمان، چندتا روزنامه نگار و آزادیخواه کرد و چند مبارز سیاسی و دانشجو هم لابه لای این ارازل حلق آویز شدند، یک موقع به کسی نگوئید من جوانم و هنوز میخواهم تازه زن بگیرم، البت اگر امکانات فراهم شود تا 30 سال آینده حتماً میگیرم! — و اصلاح حجاب خانم ها — که البته خیلی محترمانه و با برخورد خوش و نهایت انسانیت همراه بوده همانطور که فیلمهایش را همه از http://www.youtube.com و در شبکه های مختلف مثل VOA و Channel One (عزیز دلمون همایون خان و پنجره ای رو به خانه پدری که برنامه استاد نوری زاده باشد) به کررررررات دیدیم — حال نوبت به اصلاح حجاب آقایان رسیده است و مستحضر باشید که قرار است حسابی این چند وقت نون VOA و Channel One و Youtube در روغن غوطه ور گردد که سیل فیلمهای ارسالی کتک خوردگان حتی اگر در سینما هم اکران شود هفته اول آن USBOX Office رو میترکاند! خلاصه هواستان باشد که قرار است ارشاد شویم. میگویند که به تیپ های رپ و متال گیر میدهند و آنها را به بهانه شیطانپرستی به نا کجا اباد میبرند. حالا بماند که ماارتباطی بین رپ و متال نیافتیم اما خوب اخبار روزنامه های دولتی را پیگیری کردیم و این یکی دو ماه اخیر تا توانستند تبلیغات منفی علیه رپ و متال کردند و همه پیروان این دو دسته سبک موسیقی را شیطان پرست خوانده و خلاسه تیغ ها را خوب برای بریدن گردن جوانانتیز کردند. آخر یکی نیست بگوید ببعی (Ba’Ba’Ei که همان گوسفند است)، تو که نمی دانی فرق رپ از متال رو غلط زیادی میفرمائید که اقدامات خشونت بار میفرمائید، خوب است در جریان هستیم که در کرج ریختین و مثل حیوان زدید و جوانان مردم را به جرم شیطان پرسیتی جمع کردید و بردید و میان آنان «گلاره» بدبخت که البته این خانم خواننده بوده و در ولایت فرنگستان اقامت دارد را نیز گرفتند و بردند آنجا که جد پدرسوختهء شان نی انداخت. حالا تیپ متالر ها شده است شیطانی و باید لابد چند وقت دیگر مثل انگلستان در قرون وسطی در میادین شهر سوزانده شوند. آخر یکی بگوید مگر عقاید آدم را از نوع پوشش اون و یا قیافه اش می شود فهمید؟! کدام پدر سوخته ای گفته ریش کریح و پیراهن یقه خوشحال اخوندی پوشش اسلامیست؟ که هر پدر سوخته ای که این شکلی یافتید مومن و مسلمان و اصلاً بنده اصلح خداست و غیر آن همه کافر و شیطان پرست و جادوگر و هزار جور چرندیات دیگر؟! واقعاً شعار سوسیس معروف اینجا صدق میکنه! که می گوید «ما شما را بسان سوسیس های بهم متصل به بهشت میفرستیم، ولو شده با لگد!»

من واقعاً به حضور خدا مشکوکم! نه به انکه تا 1400 سال پیش حضور بسیار فعال و پرشوری روی زمین داشت و هی معجزه و عذاب نائل میکرد، نه به الان که دست از خدائی شسته و غبای خدائی را آویزان کرده و رفته… ملت هم که همواره در انتظار ظهور امام زمان هستند و طوری در زمین ریشه کردند که گوئی همین فردا می آید. خیر! نی آید! اگر خود به فکر خود نباشیم، کسی به کمک مان نمی آید. اگر بس بنشینیم و گزران عمر بی حاصل نمائیم کس به یاریمان نمی آید! اگر به امید همدیگر در خانه بنشینیم هیچ اتفاقی نمی افتد! از این ملت بخاری در نمی آید همانا که شما از نسل کورش کبیر و آزاده نیستید، همانا شما از نسل داریوش نیستید. همانا شما از نسل فردوسی و سعدی نیستید. خون تازی بی رگ در رگان شما جاریست. شما از قوم اریا نیستید. شما هم مثل ایشان فقط خاک کشورم را اشغال کردید چرا که اگر غیر از این بود می ایستادید و از شرف و آزادی و حقوق انسانی خود دفاع میکردید. نه شما از جنس من نیستید، من از جنس شما نیستم. شما از جنس خدای من هم نیستید.

-So Say We All-
アマゲッドン

وقتي لگدها به پرواز در مي آيند!

•آوریل 22, 2007 • 2 دیدگاه

2d191rb.jpg

«بدون شرخ!»

هنگامي كه انشتين به غلط كردن افتاد!

•آوریل 13, 2007 • نوشتن دیدگاه

 

39513_601.gif

بيچاره روزنامه نگار بدبخت كه خيلي شانس بياره فقط اخراجش كنن. در ضميمه «سيب» روزنامه جام جم – البته توضيح بدم كه خوب من روزنامه نميخونم يعني فعلاً فقط ورزشي ميخونم چون مطالب سياسيش كمتره – عكسي از انشتين در حال نوشتن جمله اي روي تخت سياه چاپ شد كه او داشت با استفاده از حروف اينگليسي به فارسي (همون فينگيليش يا پينگليش خودمان) مينوشت: عجب غلطي كردم اين اتم و اينا رو راه انداختم!!بابا محمود جون بي خيال شو جون من! به گفته عصر ايران اين اتفاق احتمالا اتفاقي و بر اثر سرچ اينترنتي اتفاق افتاده اما روزنامه اي كه ادعا ميكنه پر تيراژترين روزنامه ايران از سطح نظارت پائيني برخوردار و اين اقدام رو اقدامي شگفت انگيز عنوان كرده و گفته با توجه به بحران موجود در مورد پرونده هسته اي ايران اين عكس ميتواند باعث بروز اختلاف در ميان مسئولين حكومتي گردد.

زماني كه چاپ عكس ها در يك مملكت تبديل به بحران ميشوند ديگه بايد حساب كرد كه تو اين مملكت واقعاً چه خبره! احتمالاً روزنامه نگار بخت برگشته الان بصورت گوسفندي داره از مرز رد ميشه و خودش رو واسه پناهندگي سياسي آماده ميكنه. البته من چه انتظارات ابلهانه اي از اين دولت دارم! وقتي زهرا كاظمي رو كه اصلاً تبعه اين مملكت نبود و اصلاً يك كانادائي حساب ميشد با اون وضع دلخراش و ناراحت كننده در زندان سرش رو زير آب كردن، خوب اين بيچاره بايد الان به اين فكر باشه. يك بار ديگر بايد به اين عبارات قديمي اما هنوز نا آشناي «حقوق بشر» و «آزادي بيان و انديشه» اشاره كرد، كه هنوز بعد از گذشت 28 سال در ايران بدست نيومدن، در حالي كه جناب آقاي رئيس مجلس حدادعادل تشريف ميبرن در مجامع بين المللي روي منبر و ميگويند كه ما بايد دموكراسي اسلامي به دنيا صادر كنيم. واقعاً مو بر تن انسان سيخ ميشود و شب ها كابوس دموكراسي اونم از نوع بسيار وزينش يعني اسلامي ميبيند. واقعاً تصور يك همچين دنيايي آدم رو به مرز جنون مي كشد. تصور دنيائي كه در آن صداي مردم معترض را ميبرند دهشتناك است. تصور دنيايي كه خبرنگاران، وبلاگ نويسان و… را در زندان مورد شكنجه و تجاوز قرار ميدهند ناخداگاه اشك را در چشمان انسان جاري ميسازد.

نكته جالب ديگر آن مطلب عصر ايران نظرات خوانندگان بود كه بعضي هايش براي بيماران قلبي خوب نيست بخصوص آنهايشان كه تنگي نفس هم دارند. بخصوص كامنت سوم.

نظرات كاربران:

به نظر من که اصلا نمیتونه تصادفی باشه !!! میتونین برین توی سایت های اینترنتی جستجو کنین، ببینن چنین عکسی پیدا میشه یا نه !!! توی جام جم هم مثل خیلی جاهای دیگه مملکت اینقدر عدم نظارت هست که هر کسی بخواد هر کاری میکنه …

در مجموعه آقای ضرغامی هیچ کاری بی حساب و کتاب نیست . همه چیز آگاهانه اتفاق می افتد.

 

▪ حرف اين دوستمون درسته ….
ما ظرفيت آزادي رو نداريم ….
اگه يه نفر بالا سره ما باشه و برخورده جدي كنه ديگه كسي جرات نداره حرفي بزنه …
امثال اينها ظرفيت آزادي رو ندارند

آقا حالا چاپ شده که شده . نمی بینین همه جای دنیا چه انتقادایی به دولت ها میشه. جستجو بفرمایید . سایت ها پر است از کاریکاتور بوش و کلینتون و بلر . به گوشه قبای کسی هم بر نمی خوره.

به نظرم كاملا تصادفيه. من خودم خبرنگارم و خيلي اوقات بايد صفحه ببندم و واسه صفحه عكس پيدا كنم. اونقدر عجله اي كار مي كنيم كه سوتي به جزء اصلي زندگي مون تبديل شده! اميدوارم واسه مسئول صفحه مشكل ايجاد نكنن.

متاسفانه چند نفر از نظر دهندگان بهمان روش چماقداری مسلح شده اند و دم از آزادی میزنند. کی ملت ما یاد میگیرند که همه در بیان عقیده آزادند.

دولت جمهوري اسلامي را ميتوان با كارخانه توليدات فراورده هاي پروتوئيني، ولش كنيد بگذاريد از همان عبارت قديمي استفاده كنم، كارخانه توليدات سوسيس هاي ذبح اسلامي تشبيه كرد كه ميخواهد با سركوب كردن و بزور تيغ، مردم دنيا را مسلمان كرده و به بهشت بفرستد و چندتائي هم محمود نوراني 500 وات به دنيا صادر كند كه گويا كم مصرف هم هست.

نمي دانم چرا همش ياد آلبوم شاهكار پينك فلويد، The Wall مي افتم.

We don’t need no education

We dont need no thought control

No dark sarcasm in the classroom

Teachers leave them kids alone

Hey! Teachers! Leave them kids alone!

All in all it’s just another brick in the wall.

All in all you’re just another brick in the wall.

شايد آن زمان مردم متوجه نميشدند كه گروه پينك فلويد چه چه ميگويد، اما امروز ما ايراني هاي كنج قفس كاملاً با گوشت و پوست و استخوان اين اشعار رو لمس ميكنيم. با تمام وجود آن را حس ميكنيم. اين اشعار مثل خنجري در قلبمان مينشيند، چرا كه باعث تمام اينها فقط خودمانيم. ياد فيلم V for Vendetta‌مي افتم كه در آن V ميگويد، اگر به دنبال مقصر ميگرديد كافيست نگاهي به آينه بي اندازيد.

بگذريم خيلي غم انگيز شد و حال هواي ملودرامي پيدا كرد، كاش ميشد روي اين متن آهنگ In The Shadow of Life بانوي موسيقي ايران، اعظم علي را نيز بگذارم تا دلي سير اشكي بريزيم.

So Say We All-

ハルマゲドン

اشکها و لبخندها

•آوریل 11, 2007 • نوشتن دیدگاه

یک هفته پیش، نیشش تا دو سوی سالن باز بود. همان خنده احمقانه منحصر به فرد احمدی نژاد، روی صورتش بود. پریروز نشسته بود مثل یتیم غوره ها گریه میکرد. اول یکمی اشکهایش را پاک کرد که دوربین ها متوجه وی بشوند، اما بعد چون احساس کرد کسی حواسش به احمدی نژاد نیست بنا کرد ضر ضر زدن! که همه فهمیدند رئیس جمهور جو گیر شده وگرنه احتمال آن میرفت که حتی از حال برود و غش کند!

خلاصه مبارک باشد بر مردم ایران. از «قاجاریه» تا «ملاّئیه » همه جور جانور سیاسی داشتیم. این یکی آخری هم که تخم دو زرده مردم ایران بود.

خوشمان باشد.

ipsp

خبر آمد خبري در راه است – زماني براي مستي اسب ها!

•آوریل 10, 2007 • نوشتن دیدگاه

Holy Mahmoud Superman in Quest for Nukin’ the World.

درود


مراسم سخنراني در شرف آغاز بود و گروه اركتر موسيقي روي سكوها مستقر گرديده بودند و آخوندهاي حاضر در مراسم طوري معذب نشسته بودند كه انگار قرار بود رقاصه هاي نيمه برهنه جلويشان به تنازي بژردازند! گروه اركستر كار خود را با دكلمه اي به زبان اينگليسي شروع كرد كه خواننده آن مشخص بود كه آشنائي اش با زبان اينگليسي در حد It is a book بود چون بنده خدا نه مشخص بود كه چه ميگويد و نه توانست آن حس لازم را بدهد و نه اينكه عمق زيباي شعر سعدي را منتقل سازد. گروه اركستر كار خود را شروع كرد و كم و بيش ميشود گفت گروه از هماهنگي مناسبي برخوردار نبود و اين مسئله در برخي جاهاي اثر كاملاً مشخص بود، بخصوص زماني كه گروه كر شروع به خواندن مينمود. بگذريم، آخر من به موسيقي به شدت علاقمندم و اين اجرا از نظرم موفق نبود، بخصوص براي يك مشت ملا كه اصلاً نميدانند موسيقي خوراكيست يا فعل خلاف شرعس شايدم فكر ميكنند كه نجس است چون بعضي هايشان آن را مكروه و برخي حتي حرام ميدانند….

بهتر است قبل از پرداختن به نطق سره كاريه پرزيدنت احمدي نژاد، اشاره كنيم به اين موضوع كه در زمان شاه فقيد پروژه هاي نيروگاه هاي اتمي ايران در دستور كار بود و متاسفانه يا خوشبختانه عمر دولت پهلوي به اين مسائل قد نداد و الا اين پروژه از همان روزها در دست بود و كسي هم با آن مخالفتي نداشت، زيرا كه اعتبار شاهنشاه ايران نزد جهانيان بالا بود و ايشان هدف و نيتشان از دستيابي به نيروي هسته اي مشخص بود.

مجري مراسم بروي سن با شعار پردازي ايران را افتخار كشورهاي اسلامي معرفي ميكند و ميگويد:‌خبر آمد، خبري در راه است و با دعوت از نماينده شجاع! ملت ايران جايگاه را به پرزيدنت تحويل ميدهد.

رئيس جمهور صحبت خود را طبق معمول با شعار معروف «انرژي هسته اي حق مسلم ماست.» سخنانش را اغاز ميكند و از هر فرصتي براي دشمن نشان دادن ملل غربي و البته اسرائيل دريغ نميكند و اين سخنان او همواره با تكبير حاضران – الله اكبر، الله اكبر، مرگ بر ضد ولايت فقيه، مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل – مورد حمايت قرار ميگيرد (البته بگذريم كه 45% حاضران ملا، 40% افراد دولتي و يا وابستگان و حدود 10% هم خبرنگاران خارجي و داخلي بودند و 5% هم مهمانان فكر ميكنم خارجي يا هرچيز ديگري خلاصه نمايش تكميل بود). وي با اشاره به حضور گسترده مردم در 22 بهمن سال گذشته ميگويد كه مردم ايران با حضور خود در راه پيمائي 22 بهمن يك لحظه تاريخي را رقم زدند و بر حق خود براي دستيابي و استفاده از انرژي هسته اي تاكيد كردند. وي ادامه ميدهد كه ما با شوراي امنيت كمال همكاري را داشته ايم و نفوذ دشمنان ملت ايران (لابد دوباره همون آمريكا و اسرائيل) و با استفاده ابزاري ايشان از اين مجمع همواره سعي در سنگ اندازي در دست يابي ايران به قدرت هسته اي نمودند. وي تصريح نمود كه مقاصد ايران بسيار شفاف بوده و با اژانس همكاري نزديك داشتند در طي سالهاي گذشته. اشاره ميكنم كه رفتار دولت ايران روي اين مسئله مدتها زير نظر بود و ايران اگر از اول بي غرض و با نيت صلح آميز در پي دستيابي به انرژي هسته اي بوده پس چرا سالها يواشكي به اينكار مشغول بوده تا بالاخره صداي آمريكا در بياد؟!

احمدي نژاد نفع ملتهاي جهان رو در استفاده كمتر از سوختهاي فسيلي تشريح مي كند و ميگويد همه ميدانند كه اين انرژي رو به اتمام است، و طوري آن را بيان ميكند كه هركس باشد فكر ميكند فردا ديگر نفت و گاز نداريم زيرا تمام شده اند! نيست، تموم شد خاليه… و از اين به بعد انرژي هسته اي دويست تومان بسته اي! چقدر احمدي نژاد دلسوز شده و به فكر ملتهاي جهان است در حالي كه حد اقل درآمد ماهانه يك كارمند ساده در اين كشور (ايران يعني) حدود خيلي دست بالا حساب كنيم دويست هزار تومان معادل دويست و خورده اي دلار است، در حالي كه حداقل درآمد در كشورهاي ديگر براي يك كارمند يا كارگر ساده كمتر از 5000 دلار نيست و اين بيانگر نرخ بالاي تورم و ميزان فقر مردم ايران است. ايشان اوايل قرار بود كه به جنگ اقتصاد مريض بروند و با مفاسد اقتصادي بجنگند و ريشه ايشان را بسوزانند و تبديل به قهرمان ملي شوند. نميدانم چه شد كه به جنگ هسته اي روي اوردند و خواستند اداي سوپرمن را در بياورند، احتمالاً از فردا بايد به او بگوئيم «سوپرمني نژاد» يا «محمود سوپر من».

وي دوباره ژاتكي به قدرتهاي بزرگ جهان زده و آنان را مللي زورگو خطاب ميكند و دوباره به سنگ اندازي و نفوذ آنها اشاره ميكند و متعاقباً پشت بندش صداي تكبير…

بعد ازكلي مقدمه بالاخره اين خبر خوش ملي بگوش ميرسد،‌»ايران از امروز در زمره توليد كنندگان صنعتي سوخت هسته اي قرار گرفته است.» حال اينكه چرا بايد هر نكته اي در جائي مطرح بشود كه كلي مانور تبليغاتي روي آن بدهند خود كلي جاي بحث دارد. ايشان دستاوردهاي انقلاب اسلامي را اينگونه توصيف ميكنند:‌ استقلال، تعالي و كمال، عزت و اقتدار در مجامع بين المللي. و به طبع پشت بندش شعار بر عليه آمريكا و اسرائيل. و توصيه ميكند به ملل غربي كه پاي خود را از گليم ما بيرون بكشيد و حقوق ملي ما را به رسميت بشناسيد.

راست ميگويد ما از زمان ورود جمهوري اسلامي در دنيا خيلي عزيز شده ايم و اقتدار پيدا كرديم. مارا تحريم ميكنند و هرجاي دنيا كه ميرويم همه جوري با ما برخورد ميكنند كه گوئي جزامي هستيم و ممكن است تهديدي براي زندگي ايشان باشيم. خوب اين عزت است ديگر! اقتدار هم اين است كه هر موقع ميخوايم كاري بكنيم تمام دنيا عليه مان موضع مخالفت ميگيرند و سعي ميكنند مارا منصرف كنم و چون ما اقتدار داريم مخالفت ميكنيم و بايكوت ميشويم.

حال بپردازيم به اينكه آيا واقعاً انرژي هسته اي حق مسلم ما هست يا نه؟! از دو ديدگاه ميشه با اين قضيه برخورد كرد.

ديدگاه اول: ديدگاه مردم!

آزادي حق مسلم مردم!

انرژي هسته اي حق مسلم ماست، بله در آن هيچ شكي نيست كه انرژي هسته اي ميتواند باعث پيشرفتهاي ما در زمينه هاي مختلف گردد اما آيا آزادي انديشه و آزادي بيان حق مسلم ما نيستند؟ آزادي اجتماعي حق مسلم ما نيست؟ آيا حقوق بشر حق مسلم ما نيستند؟! تا كي ميخواهيد مردم را بصورت سوسيسهاي بهم متصل با لگد به بهشت بفرستيد؟! تا كي ما بايد زنداني هاي سياسي در زندان داشته باشيم كه بزرگترين جرمشان زدن كروات و يا نوشتن حقايقي در مورد وضعيت سياسي – اجتماعي – اقتصادي اين مملكت است؟ تا كي سر منتقدين را بايد زير آب كرد؟ يك ضرب المثل فرنگي ميگويد: Hear the people, before you fear the people. يعني صداي مردم را بشنو قبل از اينكه كاري كنن كه حساب كار دستت بياد! در تمام مجامع و مللي كه به نوعي دموكراسي در آن در جريان است، اين دولت ها هستند كه از مردم ميترسند و نه مردم از دولت. چرا كه در آن جا مردم حق انتخاب دارند، اين حق رو دارند كه هرجا اشكالي هست در آن مداخله كنند. اينجا مردم همواره در بيم آنند كه چيزي نگويند كه بعداً بشكل چماغي بر سرشان فرود آيد…

حق مسلم از درآمدهاي ملي

داشتن حقي مساوي از درآمدهاي ملي حق مسلم ما نيست؟ آيا نميتوان با در نظر گرفتن اينكه سالانه ما ميلياردها دلار درآمدهاي گوناگون از منابع طبيعي كشور داريم و شكر خدا همه اش هم مطعلق به مردم است از اين درآمدها حقي براي مردم قائل شد؟ بله ژول دادن بصورت ماهانه خوب كمي سخت است اما ميشود بجايش مثلاً براي هر شخص مبلغي را در نظر گرفت و آين را از ماليات سالانه، مبالغ برق و آب و گاز و تلفن و.. كم كرد (البته يادم مي آيد يك بابائي با اين شعار ها ملت را خر كرد و نه تنها اينها مجاني نشدند بلكه رشد و حشتناك 200% داشتند تازه خوب حساب كردم)…

حق مسلم جامعه فرهنگي كشور – باتوم، چوب، چماغ و زندان!

بله حق مسلم قشر زحمت كش اجتماع ما، كه مسئول تربيت فرزندان و آموزشهاي فكري و پرورش آنان در زمينه هاي مختلف و آموختن علم به من، شما و فرزندان و جوانان ايران زمين، تازگي ها چوب و چماغ و زندان اوين است. ميخواهم بپرسم مشتي معلم كه تنها صلاحشان قلم و كتاب است را با چوب و چماغ ميزنند و روانه زندان ميكنند؟ پدر خودم يك معلم باز نشسته با سه فرزند پسر است و نهايت تلاشش را براي آنان كرد، سي سال گچ خورد و زحمت كشيد به ديگران علم اموخت آنان را در شكل گيري شخصيت اجتماعيشان رشد داد و امروز تنها چيزي كه نصيبش مي شود ضربه سختي به جمجمه اش است. در تمام دنيا يك مثال خيلي خوب آن كشور بزرگ و متمدن ژاپن است، معلمان را مي ستايند و همواره آنان را حمايت ميكنند. در ايران آنان را چماغ كش ميكنند و به زندان ميفرستند…

مطبوعات، خبرنگاران، روزنامه نگاران – زندان!

در اين قسمت ما فقط به اين نكته اشاره ميكنيم كه بايد شعار معروف انرژي هسته اي كمي تغييرات داشته باشد و از اين به بعد شعار ما اين است:

انرژي هسته اي آزاد بايد گردد، زنداني سياسي حق مسلم ماست.

روسري و چادر و گوني حق مسلم زنان!

بله، حق مسلم زنان اين است كه يك گوني روي سرشان كشند و آنها را مجبور به بهشت رفتن كرد. آقا شايد يكي دوست نداشته باشد به بهشت برود به من و شما چه؟ هركس بدنيا مي آيد تا با معيار هاي خود – درست يا غلط – راه خود را تا انتها بپيمايد. حقوق زنان ما اين است در اين مملكت كه مردان بتوانند 4 تايشان را بگيرند و چندتائي هم محض رضاي خدا صيغه كنند. توسري بخورند و جهت داشتن سوپاپ اطمينان مهريه هاي سنگين وضع كنند تا اگر يك روزي وضعيت بهم ريخت بروند و سريع آنرا اجرا بگذارند تا طرف از ترس جيب بترسد و كوتاه بيايد؟!‌ آيا ما با ايشان بسان كالا برخورد نميكنيم؟ بشور و بساب و تو خونه بشين پوشك بچه را عوض كن؟ اين برابري و عدل اسلاميست؟

ديدگاه دوم: ديدگاه دولت!

حال كه حساسيت دنيا روي اين مسئله زياد است ما بيشتر پا فشاري ميكنيم و بيشتر بر اين مسئله كه انرژي هسته اي حق مسلم ماست تاكيد ميكنيم. آخر مگر امكان دارد اسرائيل كه يك كشور نه ببخشيد يادم نبود كه قرار است ما انها را به رسميت نشناسيم، انرژي هسته اي داشته باشد و ما نداشته باشيم، تازاه آنها بمب اتم هم دارند اين خيلي بداست چون ما ميخوايم انها را از روي نقشه محو كنيم و بدون صلاح هسته اي امكان پذير نيست!

تازه بايد چيزي داشته باشيم كه پشت بند آن آمريكا را هم گاهي بترسانيم.

كلام آخر

بله عزيزان اينها حقوقي است كه ما از آن محروميم و بعضي حقوق ها را هم بزور ميخواهند در پاچه هايمان وارد كنند. ما از حداقل حقوق انساني برخوردار نيستيم، اما انرژي هسته اي حق مسلم ماست! ما بايد بخاطر اهداف شوم دولت در فقر و گرسنگي بسر ببريم، بايد در مجامع بين المللي بايكوت بشيم ولي انرژي هسته اي حق مسلم ماست. ما در تحريم قرار بگيريم چون انرژي هسته اي حق مسلم ماست، و اگر زيادي صحبت كنيم آنوقت آنجائي كه عرب ني انداخت حق مسلم ما ميشود.

Free Image Hosting - www.supload.com

 

 

 

 

 

-So Say We All-
ハルマゲドン

پس كي بود؟

•آوریل 9, 2007 • نوشتن دیدگاه

Image and video hosting by TinyPic

نمي دانم باور مي كنيد يا نه اما از حدود تا بحال دوهزار و خورده اي نفر پرسيدم (اقوام، دوستان، آشنايان، در اينترنت و …) كه چرا به احمدي نژاد راي دادي؟! حدود 75% به من جواب دادند كه ما اصلاً راي نداديم، 20% گفتند كه ما به احمدي نژاد راي نداديم و حدود 5% هم گفتند كه ما به او راي داديم تا آيت ال.. كوسه راي نياورد.

خوب با كمي حساب سر انگشتي ميگوئيم خوب بالاخره دوهزار و اندي نفر، درصدي از اين جمعيت 70-80 ميليوني است ديگر! وقتي 75% از آنان اصلاً حضور در انتخابات را تكذيب ميكنند پس چه كسي در اين انتخابات شركت كرده است من نمي دانم! گاهي حتي شك ميكنم كه نكند من نيز خودم شركت كرده ام؟! و شايد دكتر با راي من انتخاب شده و سريعاً به كشوي ميزم رجوع ميكنم و با برداشتن شناسنامه، در آن مهر انتخابات ننگين 84 را جستجو ميكنم و بعد از كسب اطمينان از دست نداشتن در اين جنايت ملي،… يك نفس عميق ميكشم و ميگويم:‌»آخيش… لااقل من نبودم!»

اگر من نبودم، شما هم نبوديد خوب اين آقا چطور رئيس جمهور شدن، كه حالا نگران آن باشيم كه هر بار ايشان بالاي منبر ميروند چيزي نگويند كه موجب سكته و ايست قلبيمان گردد. آقا برگشته گفته دختر جواني با همكاري برادرش در منزل(!) موفق به توليد انرژي هسته اي شدند! تازه ان هم با خريد ملزومات از بازار! ميخواهم بدانم در كدام بازار ما اورانيوم غني شده ميفروشيم؟ و يا كدام بازار قطعات يدكي رِاَكتور هسته اي در اختيار دانش آموزان قرار ميدهد؟! يا از آن سخنراني دلربايش در رشت بگويم كه حتي صداي استاندار رشت را نيز در آورد! حالا اين ها تازه جلو سوتي هاي ايشان رقمي محسوب نميشود!‌

در همين راستا توجه شما رو به شعر از استاد بزرگ طنز سياسي عمو هادي خرسندي جلب ميكنم. كه در سايت ايشان بود و چون ف.ي.ل.ت.ر شده شايد خيلي ها نبينند.

Image and video hosting by TinyPic

ببين چه معصوم خوابيده – ساکت و آروم خوابيده
جه بی‌ریا و ساده – ساده و بی‌افاده
کیه خوابیده اینجا؟ – این احمدی‌نژاده
انگار که خیلی خسته‌س – وظایفش زیاده
قبل از اینکه بخوابه – دستوراتشو داده:
معلمارو بزنین – به انفرادی ببرین
زنهارو زندونی کنین – کله‌شونو خونی کنین
راننده‌ها کتک میخوان – رو زخماشون نمک میخوان
من احمدی‌نژادم – مرد دهن گشادم
تیر خلاص‌زن بودم – هنوز نرفته یادم
تیر خلاص هرکی میخواد – میتونه جیکش دربیاد
قتل و قتال کارمه – خنجر پر شالمه
آهای آهای سلیمون – قالی‌رو بکش تو ایوون
گوشه‌ی قالی کبوده – اسم حاجیت محموده
محمود باغ بالا – سرکرده‌ی شغالا
شغال خندون کجا رفت – قند تو قندون کجا رفت
شغال پسته‌خور کو – با هفت قطار شتر کو
بگو پس از طهارت – بیان بیان زیارت
هاله‌ی نور دارم من – کک به تنور دارم من
عاشق دوز و کلکم – از همه بالاترکم
آتیش داری بالاترک – حشیش داری بالاترک
تو منقل رهبریه – زغال سینه کفتریه
رهبر چی گفت؟ گفت خوش باش – گرم بکش بکش باش
گفت خستگیتو در کن – بعدش منو خبر کن
اینجا دراز کشیدم – تو فکرای جدیدم
چه جور خوابیدم، ببینین – چه خوابها دیدم ببینید
میخوام کار جدید کنم – چنگیزو روسفید کنم ….

 

-So Say We All-

ハルマゲドン